نمایشگاه شکسته ی شکسته
توضیحات و استیتمنت نمایشگاه
چیزی در حال رخ دادن بود زمانی که پشت به تصویر بودیم زمانی که آنجا نبودیم صورتهایمان برگشت، شیشه ای افتاد و شکست؛ چه قدرتی ست که می شود شکسته ی شکسته را شکست، و باز شکسته ی شکسته ی شکسته را شکست آنجا چیزی در حال فروپاشیدن بود، خرد شده، از هم گسیخته، جمع شده در آن کنج.
